عبد الحسين بينش

172

آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )

در هنگام لشكركشى مسلمانان ، اقوام لاتين و گُت روح بندگى پيدا كرده بودند و چون اصل ثابتى در كار نبود ، به ماهيت حكمرانان توجهى نداشتند . از اين رو زمينهء پذيرش هر كشورگشايى در آنان فراهم گرديده بود . همچنين از آنجا كه سرداران سپاه نيز در شمار كارگزاران كشور بودند ، چندان محل اعتماد نبودند : سلطنت در ميان گتها انتخابى بود و همهء اميران هواى سلطنت در سر داشتند و طرفدارانشان نيز پيوسته با يكديگر در حال كشمكش بودند و در نتيجه كشور يك سره رو به انحطاط رفته بود و از نظر داخلى چنان جامعه دچار نفاق شده بود كه دو تن از اميران بزرگ اندلس يعنى كنت ژولىين ( Conte Julien ) و اسقف اعظم اشبيلييه ، هنگام لشكركشى مسلمانان با آنان همراه گشتند . « 1 » 3 . مسلمانان در اندلس انحطاط دولت ويزيگوتها ، موسى بن نصير را كه از سوى خلفاى اموى حاكم افريقيه و مغرب بود ، به تسخير شبه جزيرهء ايبرى واداشت و خود مردم اسپانيا نيز كه از مظالم ويزيگوتها به تنگ آمده بودند ، به يارى او برخاستند . غلام وى ، طارق بن زياد ، با هفت هزار سرباز در سال 92 ه . ق ( 711 م ) نزديك جبل طارق به اسپانيا پياده شد و پادشاه ويزيگوتها ، رودريگ ، را شكست داد و تا قلب اسپانيا پيش رفت . موسى كه نمىخواست همهء افتخار پيروزى نصيب طارق شود با هجده هزار تن به اسپانيا تاخت ( سال 93 ه ) و چندين شهر را گرفت و در تولدو ( طليطله ) به طارق رسيد و تا شمال اسپانيا پيش رفت . در عين پيروزى ، او و طارق هر دو را وليد به دمشق خواند و آنان ديگر روى اسپانيا را نديدند . پس از آن واليهايى از دمشق براى اسپانيا معين مىشد و اختلافهاى قبيله‌اى مايهء پريشانى كارها بود . در اين فاصله مسلمانان مقدارى در جنوب فرانسه پيش رفتند و به درهء رود رن رسيدند و بالاخره با شكست خوردن ( رمضان 114 ه . ق ) عبدالرحمان غافقى از شارل مارتل ، پيشرفت مسلمانان متوقف شد . « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 330 ( 2 ) . دايرة المعارف فارسى ، مصاحب